دلنوشته ای به مناسبت روز دختر
دختری خوابیده در مهتاب
چون گل نیلوفری بر آب
خواب میبیند
خواب می بنید که بیمار است دلدارش
وین سیه رویا شکیب از
چشم بیمارش
باز می چیند
چون گل نیلوفری بر آب
خواب میبیند
خواب می بنید که بیمار است دلدارش
وین سیه رویا شکیب از
چشم بیمارش
باز می چیند
مینشیند خسته دل در دامن مهتاب
چون شکسته بادبان زورقی بر آب
میکند اندیشه با خود
از چه کوشیدم به آزارش ؟
وز پشیمانی سرکشی گرم
میدرخشد در نگاه چشم بیدارش
روز دیگر
باز چون دلداده میماند به راه او
روی میتابد ز دیدارش
میگریزد از نگاه او
باز میکوشد به آزارش...
#هوشنگ_ابتهاج
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۷ ساعت 0:20 توسط Sara
|
#شعر_روز