شیطان شعر
لعنت به تو شیطان که با ما اینچنین کردی
مارا در این دنیا اسیرِ قهر و کین کردی
با دشمنی هم غصه بر قلبِ خود آوردی
هم نسلِ آدم را در این دنیا حزین کردی
آن روز اگر با کینه توزی های بی مورد
حرفی نمی گفتی چه می شد؟ تا یقین کردی
بیخود سرِ ما با خدای خود در افتادی
عمری عبادت را فدای جانشین کردی
راهی برای بازگشتِ خود نداری چون
بیهوده هم ما،هم خودت را شرمگین کردی
حالا بمان اینجا خودت ما را تماشا کن
بیهوده قصدِ آمدن بر این زمین کردی
وقتی ببینی از تو شیطان تر خودِ ماییم
آن وقت می فهمی که چوب در آستین کردی
#شعر_روز