ای عشق


ای عشق همه بهانه از توست
من خامُشم این ترانه از توست
من اندُه خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از توست ...
#هوشنگ_ابتهاج


ای عشق همه بهانه از توست
من خامُشم این ترانه از توست
من اندُه خویش را ندانم
این گریه بی بهانه از توست ...
#هوشنگ_ابتهاج
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این دریا چه میجویند ماهیهای سرگردان
مرا آزاد میخواهی؟ به تُنگِ خویش برگردان
مرا از خود رها کردیّ و بالِ پر زدن دادی
اگر این است آزادی، مرا بی بال و پر گردان
دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟
خداوندا! دعای دوستان را بیاثر گردان
من از دنیا به جادوی تو دل خوش کردهام ای عشق!
طلسمی را که بر من بسته بودی، بستهتر گردان
به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری
همین خاکسترِ افسرده را زیر و زبر گردان
من از سرمایهی عالم، همین یک "قلب" را دارم
اگر چیزی دگر ماندهست، آن را هم هدر گردان
در این دوزخ به جز تردید راهی تا حقیقت نیست
مرا در آتش تردیدهایم شعلهور گردان...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
❏ #فاضل_نظری
✽
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت
دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت
قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از یک شب توفانی داشت
گشت و فریاد کشان بال به دریا زد و رفت
چه هوایی به سرش بود که با دست تهی
پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان در هم و ناموزون دید
قلم نسخ برین خط چلیپا زد و رفت
دل خورشیدیاش از ظلمت ما گشت ملول
چون شفق بال به بام شب یلدا زد و رفت
همنوای دل من بود به هنگام قفس
ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت...
#هوشنگ_ابتهاج
در دلم گفتم؛ من عاشق پیشهی ِ چشم ِ توام
خواستم آهسته تکرارش کنم، رویم نشد
پلکهای ِ مخملش بر روی ِ هم، عمرش بلند
خاطرم بود " آفرین " بارش کنم، رویم نشد
کاش دستی بر بلور ِ خوشتراش ِ مرمرش
ترسم از این بود آزارش کنم، رویم نشد
ابر زیر ِ سر، نسیم انداخته بر روی ِ خود
دست بردم خیس ِ رگبارش کنم، رویم نشد
آفتاب آورده بودم پیش ِ مهتابش مگر
باخبر از صبح ِ دیدارش کنم، رویم نشد
کبک ِ ناز ِ برفیاش لم داده زیر ِ برگ ِ گل
تور وا کردم، گرفتارش کنم، رویم نشد
گرچه میدانستم، او هرگز نمیخواهد مرا
دل زدم دریا که اصرارش کنم، رویم نشد
____🍃🌸🍃____
به یغما میبرد شور و نشاط نوجوانی را
چنان آهسته و پیوسته و آرام میآید
شبیه زلزله،میگیرد از ما هر تکانی را
خیابان تا خیابان میروی سرحال و سرزنده
به بازویت جوانی داده زور ِ پهلوانی را
چنان سرگرم دنیایی که در ذهنت نمی گُنجد
زمانی میرسد گم میکنی حتی نشانی را
زمانی میرسد از خود بپرسی پس جوانی کو؟
نمی بینی کنار خود دگر یک همزبانی را
سفیدی تا نیفتد بر سرت چیزی نمی فهمی
نمیدانی تو راه و رسم ِ این دنیای فانی را
فقط در سینه ات آه و غم و افسوس میماند
اگر گُم کرده باشی در جوانی زندگانی را
زمان بازیگرِ قهّارِ این دنیای اجباری ست
که بازی میکند بر هر کدام از ما رُمانی را
#سعید_غمخوار
لجن گرفتم از این سرگذشت ویروسی
از این تب، این تبِ مالاریای خوابآور
منی که منحنی زانوان زاویهدار
جدا نمیکندم از هوای خوابآور
همین تجمع اجساد مومیایی شهر
مرا کشانده به این انزوای خوابآور
زمین رها شده دورِ مدارِ بیدردی
و روزنامه پر از قصههای خوابآور
هنوز دفترِ خمیازههای من باز است
بخواب شعر! در این ماجرای خوابآور
#نجمه_زارع

رنج فراق هست و امید وصال نیست
این "هست و نیست"
کاش که زیر و زبر شود ...
#فاضل_نظری
کو آن که، در این خاک سفر کرده ندارد
سخت است فراق تو برای همه ی ما
ای گریه ی شب های مناجات من از تو
لبخند تو آیین دعای همه ی ما
تنها نه من از یاد تو در سوز و گدازم
پیچیده در این کوه صدای همه ی ما
ای ابر اگر از خانه ی آن یار گذشتی
با گریه بزن بوسه به جای همه ی ما
ما مشق غم عشق تو را خوش ننوشتیم
اما تو بکش خط به خطای همه ی ما
گر یاد تو جرم است غمی نیست که عشق است
جرمی که نوشتند به پای همه ی ما
در آتش عشق تو اگر مست نسوزیم
سوزانده شدن باد سزای همه ی ما
#فاضل_نظری
از آسمــان بــه دامنـــــــــم افتاده آفتاب؟
يا چون گل از بهشت خدا چيده ام تو را
هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمــــام گلهـــــــا بوييده ام تـــــــــــو را
رويای آشنای شب و روز عمــــر من!
در خوابهای كودكی ام ديده ام تو را
از هــــر نظر تــــــــو عين پسند دل منی
هم ديده، هم نديده، پسنديده ام تو را
زيباپرستیِ دل من بی دليل نيست
زيـــرا به اين دليل پرستيده ام تو را
با آنكه جـز سكوت جوابم نمی دهی
در هر سؤال از همه پرسيده ام تو را
از شعر و استعـــاره و تشبيه برتــــری
با هيچكس بجز تو نسنجيده ام تو را
قیصر امین پور
گيسويتان شبيه من و روز و حال من
میآيد اين چه خوب به چشم سياهتان
سرباز، دل ندارد و بیبی خجالتیست
لطفا سفارشی بشود پيش شاهتان
دستان من به دست شما، اين گناه نيست
اما نترس، پایِ دل من گناهتان
يكبار – اشتباه- " عزيزم" صدا زديد
عمریست دلخوشم به همين اشتباهتان...
سیدمهدی موسوی
روان شو از دل خونینم ای سرشک نهان
چرا که آن گل خندان چنین روا دانست
صفای خاطر آیینه دار ما را باش
که هر چه دید غبار غمش صفا دانست
گرم وصال نبخشند خوشدلم به خیال
که دل به درد تو خو کرد و این دوا دانست
تو غنچه بودی و بلبل خموش غیرت عشق
به حیرتم که صبا قصه از کجا دانست
ز چشم سایه خدا را قدم دریغ مدار
که خاک راه تو را عین توتیا دانست...
#هوشنگ_ابتهاج
لب تو میوه ی ممنوع ولی لب هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند، نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!
#فاضل_نظری /
دوباره «دیدهامت»، زُل بزن به چشمانی
که از حرارتِ «من دیدهام ترا» گرم است
بگو دومرتبه این را که: «دوستت دارم»
دلم هنوز به این جملهی شما گرم است
بیا گناه کنیم عشق را... نترس خدا
هزار مشغله دارد، سرِ خدا گرم است
من و تو اهل بهشتیم اگرچه میگویند
جهنم از هیجانات ما دو تا گرم است
به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه میگویم
که در نگاه تو بازارِ شعرها گرم است
نجمه زارع
چیستی ای غم تو در من چیستی؟
پس چرا یک لحظه پنهان نیستی
ازچه با من هر شب و روزی چرا
در دل ِ نامهر بانان نیستی..!؟
خود بگو از من چه میخواهی دگر
زنده ای در من تو ویران نیستی
صبحد م با شکوه بید ارم کنی
شب به فکر ِچشم ِسوزان نیستی
روز و شب از من چه میخواهی بگو
دشمنی ؟همدست ِ شیطان نیستی!؟
عشق که آمد تو هم مهمان شدی
می شود گفت فارغ از آن نیستی
#سعید_غمخوار
اگه رودم رودگنگم
مثل مريم اگه پاک
اگه نوری به صليبم
اگه گنجی زير خاک
واسه تو قد يه برگم
پيش تو راضی به مرگم
اگه پاكم مثل معبد
اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قايق
واسه قايق مثل پارو
اگه عكس چهل ستونم
اگه شهری بی حصار
واسه آرش تير آخر
واسه جاده يه سوار
واسه تو قد یه برگم
پيش تو راضی به مرگم
اگه قيمتی ترين سنگ زمينم
توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفای قشنگ هر كتابم
برای اسم تو چندتا دونه حرفم
اگه سيلم پيش تو قد يه قطره
اگه كوهم پيش تو قد يه سوزن
اگه تن پوش بلند هر درختم
پيش تو اندازهء دگمهء پيرهن
واسه تو قد يه برگم
پيش تو راضي به مرگم
اگه تلخی مثل نفرين
اگه تندی مثل رگبار
اگه زخمی ، زخم كهنه
بغض يك در رو به ديوار
اگه جام شوكرانی
تو عزيزی مثل آب
اگه ترسی، اگه وحشت
مثل مردن توی خواب
واسه تو قد يه برگم
پيش تو راضی به مرگم
#شهیار_قنبری
#شش_مرداد_زادروز_شهیار_قنبری_خجسته❤️
🦋💫
سکوت کن ، سکوت کن
به یاد آنکه با امید خلق مرد
سکوت کن
به یاد
خشم آن شهید سربلند ؛
سکوت کن
به یاد آنکه
عاشقانه زخم خورد
تو از سکوت اگر ،
اگر
به خشم میرسی سکوت کن . . . !
#ایرج_جنتی_عطایی
🦋💫
آیا تو هم هر پرده ای را تا گشودی
از چار چوب پنجره دیوار دیــدی؟
اصلا ببینم تا به حالا صخره بودی؟
از زیر امواج آسمان را تـــار دیدی؟
نام کسی را در قنوتت گـریه کردی؟
از «آتنا» گفتن «عذابَ النار» دیدی؟
در پشت دیوارِ حیاطی شعر خواندی؟
دل کندن از یک خانه را دشوار دیدی؟
آیا تو هم با چشمِ باز و خیسِ از اشک
خواب کسی را روز و شب بیدار دیدی؟
رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیمـار بـودی مثلِ من ؟ بیمار دیـدی؟
حقا که بـا من فرق داری، لا اقل تو
او را که میخواهی خودت یک بار دیدی
#کاظم_بهمنی
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی
می از جام مودت نوش و در کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی
سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی
نمی سنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود را به خلوت های خاموشی
#هوشنگ_ابتهاج

بیخبر از حال هم آیا به تو دشوار نیست
مثلِ من در قلبِ تو آیا بگو اصرار نیست
تب نداری مثل من!هذیان نمیگویی بگو
غصه ات اینروزها،مانندِ من بسیار نیست
دل تو را میخواهد از من بیقراری میکند
حال من خیلی عجیب است حال تو انگار نیست
بار ها از من تو را پرسیده، پنهان کردهام
می کُشد آخر مرا دل،چون که دست بردار نیست
پس نگو فردا ،که من مثل تو عاشق نیستم
چون که دیگر مثل سابق بخششی در کار نیست

این دل به من بعد ازتو دیگر دل نخواهد شد
دیوانه ای مانند من عاقل نخواهد شد
اخلاق من را بهتر از هر کس تو می دانی
این دل به سمت دیگری مایل نخواهد شد
با آیههای چشم تو این دل مسلمان شد
بعد از تو دیگر آیه ای نازل نخواهد شد
از مرگ میترسم ولی وقتی نباشی تو
مُردن برای من دگر مشکل نخواهد شد
دور از تو من،هر روز نه،هر لحظه خواهم مُرد
امّا کسی در مرگ من قاتل نخواهد شد
سخت است بفهمانم به این دل تو نمی آیی
مانند سابق یک دلِ کامل نخواهد شد
وای از زمانی که بفهمد تو نمی آیی…!
دیگر برایم حُرمتی قائل نخواهد شد
از بس به گوشم از تو خواهد گفت میدانم
یک لحظه از گفتن ز تو غافل نخواهد شد
با اینکه میدانم تو را دیگر نخواهم دید
امّا ندیدن هم به من عامل نخواهد شد
من تا ابد مجنون چشمان تو خواهم ماند
دیگر کسی در قلب من داخل نخواهد شد
#سعید_غمخوار
شاعری حرفِ دلِ یک آدم بیکار نیست
شعر یک راز است میان ِ قلبِ انسان با خدا
این سخن یعنی که هر کس محرم اسرار نیست
شرط اوّل یک دلِ بی کینه و بی شیله هست
وسعت قلبی که مثلِ سنگ و چون دیوار نیست
شعر یعنی واژهای در ماورای این جهان
واژهای که ابتدا آسان و معنی دار نیست
باید اوّل با کلید ِ قلب ِ خود بازش کنی
گرچه هر قفلی کلیدی دارد و دشوار نیست
شعر یعنی بال ِ پرواز ِ دلی که میپرد
تا افق تا بیکران هایی که در پندار نیست
شعر یعنی پر گشودن تا ورای آسمان
گرچه پرواز ِ دل ِ هرکس به یک مقدار نیست
آسمانِ شعر را پرواز کردن ساده نیست
هر کسی از قدرت ِ پرواز برخوردار نیست
شعر در جان و دل ِ انسان عاشق پیشه است
چونکه در قلب و دلِ انسان ِ بد کردار نیست
لحظه ی پرواز یعنی اوج ِ این دلدادگی
لذتی دارد که هرگز قابل انکار نیست
#سعید_غمخوار

♠️💙♠️
"دوستت دارم" ميان ما شعارى بيش نيست
"دوستم دارى" سوال خنده دارى بيش نيست
تيك تاك ساعت اين را خوب يادم داده است
سهم ما از عاشقى چشم انتظارى بيش نيست
من اگر مستم، خرابم، ناخوشم تقصير توست
چون به تنهايى كه الكل زهر ِمارى بيش نيست
راهيم در جاده اى پر پيچ و مه آلود و گنگ
دركم از آينده ام تصويرِ تارى بيش نيست
مثل اينكه توى زندان، پنجره يعنى: نجات
"شعر" از تنهاييم راه فرارى بيش نيست
من همانم، بيد مجنونِ بدونِ برگ كه ....
توى چشمِ كاج هاى سبز خارى بيش نيست
زندگى بى عشق مثل مرد نابيناست كه ...
دركش از طول سفر سوت قطارى بيش نيست
♠️💙♠️
چنین که میگذری تلخ بر من، از سر قهر
گمان برم که غمانگیز ماه وسال منی
خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام
لطیف و دور گریزی، مگر خیال منی
ز چند و چون شب دوریت چه میپرسم
سیاهچشمی و خود پاسخ سؤال منی
چو آرزو به دلم خفتهای همیشه و حیف
که آرزوی فریبندهی محال منی
هوای سرکشیای طبع من، مکن! که دگر
اسیر عشقی و مرغ شکستهبال منی
ازین غمی که چنین سینهسوز سیمین است
چه گویمت؟ که تو خود باخبر ز حال منی
#سیمین_بهبهانی