با اینکه دلتنگ نگاهت این دلِ تنگ است

امّا نگفتم،چون دلِ تو مثل یک سنگ است

 

یک بار گفتم غصه هایم صد برابر شد

وقتی که فهمیدم دلت دنبال نیرنگ است

 

باور نکردی عاشقت باشم...نمی دانی

شبهای من بی تو چقدر خاموش و بیرنگ است

 

روزی تو با دل هم صدا بودی ،ولی اکنون

تنها فقط غم هست که با قلبم هماهنگ است

 

از من جدا افتاده‌ای تقصیر دوری نیست

بین من وتو فاصله دل هست نه فرسنگ است

 

از مکتب خود بر نخواهم گشت به آسانی

عاشق نبودن لحظه ای حتی به من ننگ است

 

تنها سؤالی که نمی‌دانم جوابش چیست

بی تو چرا پای دقایق ها چنین لنگ است

 

رسم تو است یا رسم این دنیا نمی‌دانم

تنها فقط می‌دانم اکنون من دلم تنگ است