از خود بیزار
هرگز تـو هـم مـانـنـد من آزار دیدی؟
یار خودت را از خودت بیزار دیدی؟
یار خودت را از خودت بیزار دیدی؟
آیا تو هم هر پرده ای را تا گشودی
از چار چوب پنجره دیوار دیــدی؟
اصلا ببینم تا به حالا صخره بودی؟
از زیر امواج آسمان را تـــار دیدی؟
نام کسی را در قنوتت گـریه کردی؟
از «آتنا» گفتن «عذابَ النار» دیدی؟
در پشت دیوارِ حیاطی شعر خواندی؟
دل کندن از یک خانه را دشوار دیدی؟
آیا تو هم با چشمِ باز و خیسِ از اشک
خواب کسی را روز و شب بیدار دیدی؟
رفتی مطب بی نسخه برگردی به خانه؟
بیمـار بـودی مثلِ من ؟ بیمار دیـدی؟
حقا که بـا من فرق داری، لا اقل تو
او را که میخواهی خودت یک بار دیدی
#کاظم_بهمنی
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 9:35 توسط Sara
|
#شعر_روز