ارزش و منزلت علم و هنر کم شده است 

سینه ی اهلِ قلم غصه و ماتم شده است

 

کو؟کجاست؟ آنکه مرا پند و نصیحت می‌داد

زندگی سخت شده است مثل جهنّم شده است

 

کمر و قامت من عیب ندارد ، به درک 

کمر زندگی از بار گران خم شده است

 

ما نوشتیم که علم از زر و ثروت خوب است

خوب اگر هست چرا سکه مقدم شده است؟

 

درد ما آمدنِ دانش و دانشکده بود

دانش و ثروت و ثروتکده با هم شده است

 

سهل و آسان شده است مدرک دانشگاهی

رشوه دادن به هنر نیز فراهم شده است

 

زندگی آنچه که استاد به ما گفت نبود

ارزش و شأن ومقام یکسره بر هم شده است

 

زندگی صحنه ی غم خوردنِ ما بوده و هست 

زندگی صحنه ی غم خوردن ِ آدم شده است